والــــس

والس: فضایی برای ادبیات و فلسفه صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  درباره‌ی ما
■  یادداشت
■  داستان
■  شعر
■  اندیشه
■  نقد و پژوهش ادبی
■  کتابخانه
■  ویژه‌نامه‌ها
■  خبر و گزارش
■  جایزه ادبی والس
■  آلبوم تصاوير
■  پیوندها
■  ارتباط با ما
■  رسم نوشتن
  RSS



 برنامه‌زمانبندی به‌روزرسانی والس






شقایق زعفری

سه شعر

1.

 

ما این بودیم

پرانتزی که بی‌هوده باز شد

پرانتزی از تعجب و پرسش

و آن‌گاه

نقطه

مرده شورخانه

گریه

رخت‌هایی سیاه

چه آرام خوابیدیم دوست من!

 

 

 

 

2.

 

او می‌دید

از دریچه‌ای کوچک

هرقدر کوچک

و برای فرشتگان دست تکان می‌داد

آبستن دردهای پدر بود

آبستن دخترانی که سالی یکبار

شهوت بکارتشان دریده می شد.

او نمی دید و نخواهد دید

چگونه آینده

نطفه‌ای خواهد بود میان خون و ادرار

آرام بود و در خودش سکوت می ریخت

و همیشه تمام آنچه که می دید

زیر چادری سیاه حمل می کرد.

 

 

 

 

3.

 

جمع شدند

از عذاداری و عروسی گفتند

رقصیدند

گریه کردند

خودشان از گیجی خودشان گیج خوردند.

نقطه های زیادی بود

جمله هایی بیشتر

یکی یکی پشت هم قطار شدند

داد کشیدند و پچ پچ کردند

روی شلوارها،دامنهایی رنگی چرخید

روی سرها تزئینی از روسری و کلاه

بالماسکه عجیبی بود

پر از شهوت و خواهش

پر از نوشتن و آمیزش

می خواستند باشند

دور تا دورشان دایره‌ای مربع شکل کشیدند.

 

 

 

 

 

 

7 شهریور 87



نظر خوانندگان: 9 نظر
 
 
 - استفاده از مطالب والس یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است.